|
بعد از سقوط آخرين حلقه زنجيره نظام شاهنشاهي و پيروزي بر استبداد و خودكامگي (انقلاب اول), بعد از ماجراي گروگانگيري و به مبارزه طلبيدن يك ابرقدرت جهاني از سوي امت (انقلاب دوم), بعد از تجاوز نظامي آمريكا در طبس و شكست مفتضحانه استكبار جهاني, و بعد از تحميل جنگ ناخواسته بر ما از طرف رژيم بعث عراق و به هدايت و تحريك آمريكا; مهمترين حادثه در تاريخ معاصر جامعه اسلامي ايران و خبرسازترين واقعه براي وسائل ارتباط جمعي دنيا, فاجعه هفتم تير ماه و شهادت هفتاد و دو لاله سرخ كربلاي ايران, «بهشتي مظلوم» و ياران وفادارش بود.
|
(گفتوگو با مسیح مهاجری)
در آن زمان در دفتر حزب دو جلسه برگزار میشد. جلسهی اول نشست شورای مرکزی حزب بود. این جلسه قبل از اذان مغرب تشکیل شد. جلسهی دوم که بعد از اذان بود، مرکب از اعضای شورای مرکزی حزب، بعضی از مدیران حزب و برخی مدیران دستگاه های مختلف کشور و سه قوه بود. بمب هم در همین جلسه منفجر شد. در آن جلسه ی اول، آقای هاشمی و باهنر حضور داشتند. قبل از این که جلسه تمام بشود، آقای هاشمی به دلیل قراری که با سیداحمدآقای خمینی داشتند، جلسه را ترک كردند. جلسهی شورای مرکزی که تمام شد، نماز مغرب و عشا به امامت آقای بهشتی برگزار شد.
|
|
صحبت کردن درباره شهید بهشتی به جهات مختلف کار دشواری است . او شخصیت کم نظیری بود از نظر نظم وانظباط ، عمق و اندیشه و تفکرو بینش ، قاطعیت ، مدیر و مدبر بودن و چند بعدی بودن ، کم نظیر بود ، به عبارت دیگر ، وی هم حوزوی بود هم دانشگاهی ، هم سیاسی بود هم فقیه ، هم چهره معتبر داخلی بود و هم شخصیت شناخته شده خارجی و بنابراین وقتی بخواهیم در مورد برخورد ایشان در قبال مجاهدین خلق (منافقین ) صحبت کنیم ، باید همه این ویژگی ها را به دقت مد نظر داشته باشیم .
|
(خاطرات سیدمحمود دعایی از حوادث سالهای آغازین انقلاب)
قبل از همه سراغ تشکیلات حزب جمهوری اسلامی آمدند و به آن ترتیبی عمل کردند که میدانیم؛ مرحوم شهید بهشتی و یارانشان را آن طور از میان برداشتند. البته در آن جلسه شهید باهنر و آقای هاشمی رفسنجانی هم قرار بود باشند که قبلاً رفته بودند و جلسه را ترک کرده بودند. بهشتی آدم برجسته ای بود و آن ضربه ، ضربهی فوقالعادهای بود.
|