در سال 1334 در زابل متولد و تا 3 سالگي در همان شهر بود . پس از آن به خاطر شغل پدری به همراه خانواده در شهرهای مختلفي زندگي مي کرد . تا کلاس نهم را در خاش گذراند . دوره هنرستان و فوق ديپلم را در خاش بود. ثمره ازدواجش دو فرزند است که يکي از آنها پس از شهادت وی به دنيا آمد . در مهر ماه سال 1359 به استخدام اداره بهداشت محيط درآمد.
در سال 1314 در تربت حيدريه متولد شد . در کودکي به مشهد رفت . تحصيلات خود را تا مقطع ششم ادامه داد که همزمان با تحصيلش به کار آزاد هم مشغول بود . قبل از انقلاب اسلامي ، فعاليتهای زيادی را در راستای پيروزی انقلاب اسلامي انجام داد. تا اينکه سرانجام در تاريخ 14/8/1360 در ساعت 6 بعدازظهر زماني که در مغازه بود برق منطقه به مدت يک ربع ساعت قطع مي شود . در همان زمان...
با اهتمام وافر،پای درفراگيري مفاهيم ديني و حوزوي نهاد و در سن جواني به عنوان طلبهاي آگاه و خودساخته به هدايت و آگاهي مردم اطرافش پرداخت. با نفرت و انزجاری كه از حكومت ستمگر شاه داشت وبه پيروي از رهبر و مريدش، در فعاليتهاي ضّدشاهي و پخش و تكثير اعلاميهها و نوشتههاي حضرت امام (ره) همت گمارد.
هنگاميكه رژيم عراق به اخراج ايرانيان از آن كشور اقدام نمود، خانواده او به ايران آمدند و خودش نيز پس از اخذ ديپلم بدليل فعاليت هاي سياسي و انقلابي از آنجا اخراج گرديد و پس از بازگشت به ايران، در دانشكده كشاورزي كرج مشغول تحصيل شد. در اين مدت محمد رضا به فعاليت هاي مبارزاتيش عليه رژيم طاغوت ادامه ميداد
در سال 1323 در خانواده ای مذهبي در شهر مقدس مشهد چشم به جهان گشود . پدرش شخصي متدين و درستکار بود که در آن موقع به شغل بافندگي اشتغال داشت . وی ضمن گذراندن دوره ابتدايي و سيکل اول دبيرستان به پدر خود نيز کمک مي نمود. اين همکاری با پدر و کار زياد باعث شد که وی تحصيل را در همان زمان ترک نمايد و پس از ترک تحصيل به ادامه شغل پدرش پرداخت و تا لحظه شهادت به اين کار اشتغال داشت .
در سال 1352 در شهر مقدس مشهد و در خانواده ای مذهبي به دنيا آمد . وی از ابتدای تحصيل تا زمان شهادت همه ساله شاگرد ممتاز کلاس و حائز رتبه اول بود . اين استعداد تحصيلي و اخلاق بسيار نيک و احساسات لطيفي که در وی وجود داشت از او شخصيت ممتازی ساخته بود.
در سال 1344 در تهران به دنيا آمد و تحصيلات ابتدائی را در يکی از دبستان های نظام آباد پشت سر گذاشت و سپس وارد مدرسه راهنمائی شد . پس از پيروزی انقلاب اسلامی تحصيل را رها کرد و به عضويت بسيج مستضعفين درآمد . روزها آموزش نظامی را فرا می گرفت و شبها به پاسداری از ثمرات خون شهيدان انقلاب می پرداخت .
با گذشت زمان در مغازه الکتريکی عمومی خود در خيابان انديشه به کار مشغول شد.
مبارزه پيگير وی عليه منافقين و ديگر دشمنان اسلام باعث شد که بارها توسط اين کوردلان مورد تهديد و حمله قرار گيرد . بطوريکه دوبار در تاريخ 26/4/1360 ( روز فرار بني صدر و رجوی سردمداران خيانت و جنايت ) و 8/6/1360 (روز شهادت شهيد رجايي و شهيد باهنر ) مغازه اش توسط منافقين به آتش کشيده شود که با هوشياری مردم مهار گرديد . همچنين منافثقين بمبي را در مغازه ايشان کار گذاشتند که...
در نوجوانی روستا را ترک و به تهران عزيمت کرد و در اين شهر به مشاغل مختلف پرداخت . در 19 سالگی به خدمت وظيفه اعزام شد و پس از خاتمه سربازی تشکيل خانواده داد در روز بيست و پنجم شهريور 61 طبق معمول شهید اکبری در مغازه فرش فروشی مشغول کار بود،دو نفر از منافقين تروريست که از قبل مغازه او را شناسائی کرده و به قصد ترور وی و برادرش وارد شده و...
بيست ساله بود که وارد ارتش شد و 9 سال در آنجا بود .ليکن به علت اعتقادات مذهبی ارتش را ترک کرد . پس از ترک ارتش به استخدام شرکت هواپيمايی "هما" درآمد و به عنوان تکنسين تلفن های خودکار و بی سيم به کار پرداخت ليکن آنجا را بهتر از ارتش نديد .عاقب زير اين فشار عصبی بيمار و مدتی در بيمارستان بستری شد.