صدام جنایتکار بیش از 30 سال با ریختن خون دهها هزار انسان بی گناه در عراق و سایر کشورهای منطقه ، کارنامه ای مملو از شرارت و ددمنشی بر جای گذارد که اجرای حکم صادره تنها قصاص یکی از جنایاتی که وی مرتکب شده خواهد بود و بی شک پاسخ گویی در پیشگاه عدل الهی آغاز کیفر اعمالش و عذاب اخروی وی خواهد بود.
کشورها پديده تروريسم را از ديدگاه مختلفی بررسی می کنند . برخی مایلند تروريسم را از ریشه دنبال و مطرح کنند نه از جنبه کاربردی آن . در گزارش دهه 70 سازمان ملل هم مسئله حفظ حیات را به عنوان یکی از بالاترین ارزش های انسانی عنوان شده است ، ولی انسان هایی هستند که حاضرند حیات خود را به خطر بیندازند برای برخی اهداف که به این مسئله باید توجه بیشتری شود .
اظهارات کمیساریای عالی پناهندگی در مورد شرایط و وضعیت اعضای مجاهدین مستقر در پادگان اشرف بقرار ذیل است:
1-اعضای سازمان مجاهدین مستقر در پادگان اشرف به لحاظ پناهندگی جزء مردم عادی محسوب نمیشوند بنابراین UHCNR نمیتواند آنان را زیر پوشش پناهندگی خویش قرار دهد.
2-این افراد حق استفاده از حقوقی را که در سازمان دیده بان حقوق بشر نیز قید شده است را دارند و هیچکسی اجازه ندارد آنان را به محل نا امنی بفرستد.
( ولی امنیت فردی و حقوقی آنان را کمیساریای عالی پناهندگی به دلیل آن که آنان به عنوان شهروند و مردم عادی متقاضی پناهندگی شناخته نشده اند، نمی پذیرد.)
3- اعضاء زمانی می توانند بعنوان پناهنده شناخته شوند که بطور کامل و روشن از سازمان و اهداف نظامی و خشونت طلبانه اش فاصله بگیرند.
حقوقدانان عراقي محاكمه سران گروهك تروريستي منافقين را به اتهام مشاركت در قتل عام كردهاي اين كشور خواستار شدند.
روزنامه «بدر» با اعلام اين خبر نوشت: برخي حقوقدانان عراقي در نشست حقوقي در بغداد با متهم كردن گروهك منافقين به مشاركت در قتل عام كردهاي عراق در سال 1988، محاكمه سران اين گروهك را در كنار سران رژيم صدام خواستار شدند.
اين حقوقدانان عراقي سهل انگاري در محاكمه سران منافقين را اهانتي بزرگ به قربانيان عراقي توصيف و آمادگي خود را براي ارائه مدارك لازم مبني بر متهم كردن اين گروهك به مشاركت در كشتار مردم عراق اعلام كردند.
کشور ما یکی از قربانیان تروریسم است ، آمار کشته شدگان در ایران وحشتناک و فجیع است ، اما متأسفانه " گروه تروریستی مجاهدین خلق " ،سازمان ِ جنایتکاری که مسئول این قتلها است و از سوی کشورهای غربی و بویژه آمریکا به عنوان یک گروه تروریست مورد شناسایی قرار گرفته است،در کمال تعجب هم چنان تحت حفاظت آمریکا اجازه ماندن و داشتن پایگاه و رسانه را در عراق دارا است ، و هنگامی که این سازمان در کشورهای اروپایی به خصوص فرانسه که محل تجمع رهبران جنایتکار این گروه است ، حضور و فعالیت دارد ،به نظر می رسد، دیگر صحبت از رویکرد دوگانه در مبارزه با تروریسم ساده انگاری است ، بلکه این کشورها مستقیماً در حال توسعه تروریسم و نشر فرهنگ تروریستی هستند.
مسئول خاورمیانه کمیساریای عالی پناهندگی گفت :کمیساریا فقط به شهروندان پناهندگی می دهد ،اما اشرف یک شهر جنگ جو هست و ما به جنگ جویان پناهندگی نمی دهیم .
این شیوه ما برای همه دنیا است ، آنها اول باید درخواست شان را بدهند و درخواست باید شخصی باشد نه سازمانی و به هیچ سازمانی وابسته نباشند ، و آنها در اشرف به هیچ وجه این شرایط را ندارند .
اینها مبارزان رسمی هستند و تحت کنوانسیون ژنو هستند ، یک حمایت محدودی از آنها می شود تا تعیین و تکلیف شوند.
قبل و بعد از جنگ هم فرق نمی کند ، صدام ممکن بود به آنها پناهندگی بدهد ، ولی الان متفاوت است ، این به دولت عراق مربوط می شود که به آنها پناهندگی بدهد ، بعد از جنگ آنها تحت حمایت آمریکا هستند و ما هیچ دخالتی در این مورد نداشتیم .
پناهندگی دادن به آنها سه شرط دارد :
1- قطع ارتباط با سازمان
2- عدم ارتباط با هیچ سازمان نظامی و تروریستی
3-عدم بازگشت به وضعیت قبلی
قانون بینالمللی و قانون اساسی عراق و قوانین ویژهی اتباع خارجی، مسائل خاصی را در خصوص اعضای مجاهدین خلق كه از اتباع خارجی محسوب میشوند، مقرر كرده است و راه و نحوهی برخورد با آنان را نیز مشخص نموده است. این موضوع نیازی به دستور یا بیانیهی و دیدگاهی ندارد. این مسأله نیاز به كاوش قانونی و تلاش خاصی ندارد و قانون به صراحت نظر خود را اعلام كرده و وجه قانونی آن محقق است. اما وجه سیاسی و اجرایی آن از مسؤولیتهای دستگاههای دولتی است خصوصاً اینكه ما بر این باوریم كه دولت عراق به میهنمان عراق و شهروندان عراقی اخلاص تمام دارد و اگر قانون انسانی بینالمللی در برخی موارد از كشورها میخواهد و آنان را ملزم به عدم اعطای حق پناهندگی نمیكند، این خاص افراد است و مربوط به سازمانها نمیشود و از طرف دیگر نباید اعطای پناهندگی به منافع ملی صدمه بزند آنطور كه امروز عراق درگیر آن است.
مادهی 8 قانون اساسی بر "رعایت حسن همجواری " تأكید دارد و از جمله موارد اجرای این اصل این است كه سازمانهای نظامی یا سیاسی كه با كشورهای همسایه مخالفت میروزند در عراق جایی نداشته باشند.
اگر زمانی و باشرایط خاص این سازمانها در خاك عراق علیه كشوری خاص فعالیت میكردند و در خدمت سرویسهای دیگر كشورها بودند، الان وقت آن فرا رسیده تا این بساط برچیده شود زیرا در جهت حفظ منافع عراق نیست و این موضوع اتخاذ اقدامات قانونی و حقوقی را در خصوص كسانی كه حضورشان در خاك عراق مجاز نیست، میطلبد.
ادامه حضور غیرقانونی این گروه در عراق ،حاصل چیزی نیست به جز سستی اصول حاکم بر نظام بین المللی که هر ازگاهی به خاطر نفع کشوری قدرتمند در صحنه جهانی تغییر کرده و تفسیر می شود .
اما دلیل ماندن سازمان مجاهدین خلق بعد از سرنگونی صدام كه حامی اصلی سازمان بود را می توان اینگونه بررسی كرد:
اهمیت استراتژیکی ایران در منطقه برای منافع امریکا آنچنان حائز اهمیت است که حاضر است حتی گروهکی تروریستی را برای مقابله و مهار ایران مورد استفاده قرار دهد ، گروهی که به تأیید کارشناسان آمریکایی قادر نیست کوچکترین خدشه ای به ایران وارد سازد.
آمریکایی ها در حالی از مجاهدین خلق عملاً حمایت می کنند که مدعی دفاع از حقوق بشر در صحنه بین المللی هستند،این در حالی است که صرفنظر از تمام جنایتهای این گروه و بنا بر گزارش سازمان دیده بان خاورمیانه که سال پیش انتشار یافت ، اعضای مجاهدین زندانی و شکنجه می شوند و حق خروج از اردوگاههای خود را ندارند. از سویی باند رجوی نیز با تغییر سیاست هایش مجبور شده است كه پس از خلع سلاح و به ویژه در دو – سه سال اخیر با تعریف وتمجید از اعضای سازمان برای نگهداشتن شان در كمپ همانند اشرفیان و... به آنها انگیزه های لازم برای ماندن در عراق را بدهد.
شاید یكی از شاخص ترین حمله های سازمان مجاهدین خلق در تاریخ 28 ژوئن 1981 رخ داده باشد و این زمانی بود که بمبی قوی مرکز حزب جمهوری اسلامی را از هم متلاشی کرد. در تاریخ 30 اوت طبق گزارشات مجاهدین، در جلسه شورای امنیت ملی، بمب گذاری كرد که منجر به کشته شدن رجایی و باهنر گردید . اما در یك آمار كلی، به عنوان مثال از سال 1360 تا 1361 ، مسعود رجوی مدعی است كه سازمان تعداد 12000 تن از نیروهای جمهوری اسلامی را به شهادت رسانده است، و بیلان عملیات تخریب و انفجار با استناد به مصاحبه رجوی با رادیوی صدای مجاهد میانگین هر هفته 20 عملیات تخریب و انفجار تاسیسات دولتی و غیر دولتی بوده است.
این نکته قابل ذکر است که در عصر ما تروریسم از تهدیدی ملی به تهدیدی بین المللی و جهانی مبدل شده است. در عصر جهانی شدن و فن آوری های پیشرفته، دیگر اقدامات تروریستی محصور در مرزهای ملی یا منطقه ای نمی ماند.
تروریست ها با جلب مساعدت هم پیمانان فرا مرزی و با تأکید بر ارتباطات و شبکه های مالی تقریباً می توانند هر جا اراده کنند، اقدامات تروریستی خویش را سازماندهی کنند و به اجرا درآوردند .
در اینجا می توان به رابطه سازمان مجاهدین خلق ایران با صدام و رژیم بعثی عراق در گذشته و رابطه آنها با آمریکا و گروههای تروریستی موجود در عراق در حال حاضر اشاره کرد و یادآور شد توسل امریکا به کنوانسیون ژنو برای حمایت از گروهک تروریستی مجاهدین توجیهی ساده انگارانه و غیر قابل پذیرش است.