تعداد عناوين در صفحه :


« تلاش برای تسخیر صدا و سیما »

با وجود این که در قانون اساسی ( قبل از بازنگری ) آمده بود که رادیو و تلویزیون زیر نظر مشترک قوای سه گانه قضائیه ، مقننه و مجریه اداره خواهد شد ، بنی صدر پس از پیروزی اش در انتخابات تمام تلاشش را برای به انحصار در آوردن صدا و سیما به کار گرفت تا بتواند نبض کشور را در اختیار بگیرد و حاکمیت لیبرال ها را بر کشور عملی کند .
از این رو با این که بر اساس اصل 175 قانون اساسی نمایندگانی از سوی قوای سه گانه برای اراده صدا و سیما تعیین شده بودند و از سوی قوه مجریه و دولت نیز نمایندگانی معرفی گردیده بودند و رئیس صدا و سیما نیز از سوی آن شورا برگزیده شده بود ، بنی صدر همواره گلایه می کرد که چرا رئیس جمهور که نماینده یازده میلیون نفر است نباید بر صدا و سیما اشراف داشته باشد .

« منافقین و جنگ تحمیلی 8 »

نماینده بنی صدر آیت الله اشراقی نیز پس از این که حق برایش آشکار شد و مجرم بودن بنی صدر برایش مشخص گردید و بالعینه تخلفات و قانون شکنی های بنی صدر را مشاهده کرد ، هم صدا با هیئت سه نفری اعلام نمود که بنی صدر مجرم و متخلف است و سپس از نمایندگی وی استعفا نمود .
بنی صدر و منافقین که رأی هیئت سه نفره را بر خلاف میل خود دیدند ، همچون همیشه مطرح کردند که این رأی توطئه ای بیش نبوده و مورد قبول نیست و حکمیت هیئت سه نفره ای را چون حکمیت ابوموسی اشعری نامیدند و گفتند که باید یک هیئت جدید انتخاب بشود تا از نو به مسئله رسیدگی کند .

« پیشنهاد رفراندوم و مراجعه به آرای عمومی »

ما در این جمهوری پذیرفته ایم که انقلاب کردیم ، برای این که رژیمی سر کار بود که مردم را به حساب نمی آورد و رأی آنها را نمی پذیرفت ، ما گفتیم نه ، مردم حق دارند و کشور مال مردم است ، میزان رأی مردم است .... خوب اگر این طور است بگذارید رأی مردم معلوم بشود .
اشتباه نکنید ، شما به بن بست رسیده اید ، مملکت اسلامی به بن بست نمی رسد ، ملت ، من و تو نیستیم ، ملت آنها هستند که در جبهه هستند ، در کوچه و بازار هستند ، اگر پا از اسلام کنار بگذارید این کاسب ها که اینجا نشسته اند با تمام قوا با شما مخالفت می کنند.
احترام به افکار و آرای عمومی ، گردن نهادن به قانون مورد قبول مردم است و هرگونه وسیله سازی از افکار عمومی با ایجاد جو کاذب تبلیغاتی ، پشت کردن به مردم و بی احترامی به آرای آنان است ، طرح مسئله ای به نام بن بست نیز چیزی جز یک هیاهو که به ایجاد جو ، آنگاه سوء استفاده از احساسات مردم می انجامد ، نیست

« منافقین و جنگ تحمیلی 7 »

سیاست نفاق افکنانه منافقین بر این اساس بود که مخالفت مردم را به مخالفت حزب انحصار طلب ( منظور حزب جمهوری اسلامی ) و پاسداران و عده ای کمیته ای و حزب اللهی تعبیر می کرد و هرگز نمی پذیرفت یا پذیرفته بود اما نمی خواست مطرح سازد که این مردمند که مخالف سیاست ها و عملکردهای آمریکایی منافقین هستند .

« نمونه هایی از زیاده خواهی های بنی صدر »

امام خمینی پس از عزل بنی صدر از ریاست جمهوری با اشاره به این طرح بنی صدر باطن وی و دوستانش را برملا کردند و فرمودند :
" اینها می خواستند این قشر ( روحانیون ) را کنار بگذارند و یک قشری بیاورند که مسلمان باشد ، ولی در نظرش آمریکا باشد .... بنی صدر بارها به من گفت که این دولت ( شهید رجایی ) را کنار بگذارم ، می خواست مرا دیکتاتور کند و من می خندیدم و می گفتم اگر قدرت داری خود شما این کار را بکنید .
اینها جاهل اند ، اینها بی دین هستند ، اینها قرار داشتند مجلس خبرگان را منحل کنند و می گفتند ، برگردیم به 22 بهمن .... وقتی ما آمدیم دیدیم که می خواهند از اول انقلاب را منحرف کنند و ما گفتیم : همین اسلام را می خواهیم ، ناشی گری کردند و خواستند رفراندوم کنند ، ولی نمی دانستند مردم چه هستند ، فکر می کردند اینها که سوت می زنند توده مردم هستند ."

« بنی صدر و افزایش اختیارات ریاست جمهوری »

آقای بنی صدر بعد از انتخاب به ریاست جمهوری رئیس قوه مجریه و رئیس شورای انقلاب یعنی رئیس قوه مقننه موقت کشور هم شد ، فرمانده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هم شد ، یعنی سه جریان عظیم که اداره کننده امور کشورند در قبضه اقتدار بی قید و شرط ایشان در آمد و پس از استقرار قانونی ایشان حاضر به سپردن هر نیرو به دست صاحبش نمی شد
آری بنی صدر به دلیل همین برداشت نادرست از قانون اساسی و به خاطر روحیه قدرت طلبی که داشت ، تصور می کرد که یک پادشاه است تا یک رئیس جمهور ! از این رو می خواست تمام نهادهای قانونی نظام تحت امر او درآیند و بتواند به آنهایی که بر خلاف میل او کار می کنند تذکر و اخطار دهد و حتی بتواند از فعالیت آنها به عنوان فعالیت خلاف قانون اساسی جلوگیری کند .

« منافقین و جنگ تحمیلی 6 »

بدین ترتیب سازمان مسئله اصلی را ضدیت با نظام جمهوری اسلامی مطرح می نماید ، اما به هر حال باید پاسخگوی مواضع ضد امپریالیستی ! و ضد عراقی عوام فریبانه گذشته خود باشد تا از مسئله دار شدن هواداران خود و سایر گروهک ها بکاهد .
چرا که هواداران فریب خورده بر این باور پوچ بودند که سازمان واقعاً در جنگ و کارزار بر علیه رژیم مستبد و فاشیستی عراق فعالیت می کند و دهها نفر شهید ! داده است پس آیا امکان دارد که این همه تبلیغات و بوق و کرناها واقعیت نداشته باشند ؟ و اگر چنین بود علت چه بود ؟


« سازمان مجاهدین راستین »

در زندان چهار گروه سیاسی به چهار دسته تقسیم می شدند ، دسته اول چپی ها بودند که به نام های گوناگونی فعالیت می کردند که از مطرح ترین آنها اول چپی های مائوئیست ، بعد طرفداران حزب توده و چریک های فداییان خلق اعم از اقلیت و اکثریت بودند .
دسته دیگر منافقین بودند ، دسته سوم طیف اپورتونیست های ( فرصت طلب ) منافقین بودند ، گروه دیگر طرفداران امام و مذهبیون بودند ، چون هدف بیشتر این دسته ها با همدیگر مشترک بود و آن هدف مبارزه با رژیم بود بنابراین با همدیگر تعامل داشتیم تا این که قضیه فتوا پیش آمد .
قضیه فتوا از این قرار بود که مذهبیان از هم زیستی بسیار شدید منافقین و چپی ها زجر می کشیدند ، وقتی فتوای علمای مبنی بر تحریم این افراد ( چپی ها ) صادر شد ، مذهبیان تصمیم گرفتند به فتوا عمل کنند .

« منافقین و جنگ تحمیلی 5 »

مسئولین دریافتند که بدون شک نقشه ها و آرایش ها از جایی لو می روند ، بر این اساس مسئله را سفت و سخت پیگیری کردند تا این که دادستانی انقلاب اسلامی آبادان پس از بررسی ها و تحقیقات کامل به وجود یک یا چند لانه تیمی و جاسوسی منافقین پی برد که پس از ورود به لانه و تحقیقات لازم مدارک بسیاری یافتند که صحت پیش بینی ها را نشان می داد .
در این رابطه حدود 41 منافق بازداشت شدند که همراه با مدارک به دست آمده به اهواز ارسال گردیدند ، سپس دادستانی انقلاب اسلامی آبادان طی حکمی ضمن آگاهی دادن به مردم و افشای توطئه های گروهک ها ، اعلام کرد که گروهک های وابسته به شرق و یا غرب منجمله منافقین حق تشکیل لانه های جاسوسی تیمی را ندارند و چون گروهک ها جز جاسوسی کار دیگری نمی کنند لذا حق ندارند که در شهرهای مرزی باشند .

« سیاست بنی صدر ، فتح سنگر به سنگر »

وی برای تحقق این خواسته مهم در صدد تشکیل یک حزب برآمده ، مجموعه ای که در ظاهر نام حزب نداشت ولی عملاً نقش یک حزب مهم را ایفا می کرد ، " دفاتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور " که دقیقاً همان دفاتر ستاد انتخاباتی بنی صدر بود با بودجه کلان ریاست جمهوری شروع به فعالیت کرد و از مدت ها پیش زمینه لازم را برای پیروزی همفکران خود در انتخابات مجلس فراهم نمود .
بنی صدر همواره شعار قانون گرایی می داد ولی با سوء استفاده از امکانات دولتی و فرصت هایی که در اختیارش قرار می گرفت از مردم می خواست به نمایندگی رأی دهند که با دولت او هماهنگی کامل داشته باشند وگرنه مشکلات لاینحل باقی خواهد ماند .
کیهان نیز در پشتیبانی از دفتر هماهنگی بنی صدر نوشت : " تا روز دوشنبه 30 تن از کاندیداهای نمایندگی مجلس شورای اسلامی از سوی دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور معرفی خواهند شد .

تعداد كل موارد آرشيو اسناد: 365

 

 

©2006 www.habilian.com