اجرای قانون هدفمندی یارانهها از 28آذرماه89، به اجرای قوانین پیشین یارانهای در کشور که نزدیک به 150سال سابقه داشت، پایان داد. قوانینی که به عقیده صاحبنظران، باعث مصرف بالای حاملهای انرژی در کشور و نیز بیعدالتی در پرداخت یارانه شده بود و هر سال سرمایههای زیادی را صرف اسراف و تبذیرهایی میکرد که به واسطه ارزان بودن، دست و دل هیچ کس را برای مصرف بیرویه نمیلرزاند و از سویی دیگر چنانچه این روند ادامه میداشت، تا 15 سال آینده کشورمان به چیزی میرسید که همه به آن میگوییم به خاک سیاه نشستن.
طی این سالها به واسطه ارزان بودن حاملهای انرژی و آب، خیلی از ما ایرانیها آسوده خاطر آب ریختیم و بنزین و گازوئیل مصرف کردیم و برق و گاز هدر دادیم و گفتیم: ایرادی ندارد، پولش را میدهیم و ماجرا این شد که هیچ کدام از ما بهرهای نبردیم.
وقتی بنا شد هدفمندی یارانهها اجرا شود، خیلیها انجام آن را شدنی نمیدانستند و ایجاد آشوب و بلوای خیابانی را از پیامدهای آن میدانستند. هدفمندی یارانهها تئوری آرزومندانهای بود که دولت آقای هاشمی رفسنجانی تنها در حد حرف در سطح کابینه از آن سخن گفت و آقای خاتمی در روز آخر کاری خود در گفتگو با خبرنگار صدا و سیما، انجام نشدن آن را بزرگترین حسرت کاری دوران خود ذکر کرد.
زمانی که اجرای این قانون جدی شد و فرهنگ سازی و اطلاع رسانی برای انجام آن آغاز شد، همه آنها که انجام آن را ناممکن میدانستند، تبلیغات سوء خود را در این باره آغاز کردند. عدهای از این افراد را ناآگاهان داخلی تشکیل میدادند که هدفمندی یارانهها را از محالات روزگار میدانستند و اگر چه در دل و بر اساس قوانین و تئوریهای اقتصادی، ایمان داشتند که این کار باید صورت گیرد، اما اجرا نشدن آن به وسیله دولت مطلوب آنها، غرض ورزیهای سیاسی و تصفیه حساب با شخص رئیس قوه مجریه، القای ناکارآمدی و توان اقتصادی در کابینه نهم و دهم، اصلیترین عللی بود که اجرای هدفمندی یارانهها توسط این گروه را با تمان توان به زیر سئوال میبرد.
شکست خوردگان درانتخابات که پیشتر به عنوان منتقد اجرای این طرح در کشور بودند، پس از انتخابات، لباس اپوزسیون سیاسی را بر تن کردند و در نظرات و افکار خود، بیشتر ازآنکه به فکر نقد منصفانه باشند، با رویه تخریبی با این مسئله برخورد کردند.
نگاهی به بازخوانی یک سایت از حامیان یکی از شکست خوردگان انتخابات اخیر که امروز مردم از وی به عنوان یکی از سران فتنه نام میبرند نشان از تحلیلهای سیاست زده و مغرضانه در این رسانه است: «نسل موجود که دارای قدرت سیاسی است، در عمل با تغییرات گستردهای مواجه میشود که به سود او نیست، بنابراین نسل حاضر به طور قطع در برابر این تغییرها قدرت خریدش کاهش مییابد و باید دید چه واکنشی به شرایط جدید خواهد داشت.»(1)
از این نظریه به خوبی میتوان به این درک رسید که منظر نگارنده این مطلب، رسیدن به واکنشهای قهری در مقابل هدفمندی یارانهها است، به عبارتی دیگر به جای تلاش به القای آرامش، تحلیلگر این سایت تلاش میکند تا بدون ورود مستقیم خود به تئوری سازی قهری، اینگونه القا کند که هدفمندی یارانهها به طریق حاضر، تنها واکنشی قهری در پی خواهد داشت.
در همین رسانه و در جایی دیگر با القا به ناکارآمدی دولت و نداشتن پایگاه اجتماعی دولت نهم، اینگونه عنوان میشود که برای اجرای طرح کلان هدفمندی یارانهها، دولت فعلی کارآمدی نداشته و نباید وارد اجرای این طرح میشد: «معمولا دولتهایی که دست به اصلاح قیمت میزنند، باید در بهترین شرایط برخورداری از حمایتهای اجتماعی قرار داشته باشند. به این دلیل که سرمایه اجتماعی، مهمترین سرمایهای است که میتواند برای این اصلاحات خرج کنند. بنابراین هر چه مقبولیت اجتماعی دولتها بیشتر باشد، دوران گذار از شرایط دشوار اصلاحات اقتصادی آسانتر به پایان خواهد رسید. باید در نظر داشته باشیم که تغییراتی از جنس یارانهها، بطور قطع فشار به مردم وارد میکند و ضروری است که دولت در این شرایط، دارای بالاترین درجه مقبولیت اجتماعی باشد، ازآن طرف هر چه سطح مقبولیت اجتماعی پایینتر باشد، از آنجا که با تغییر نظام یارانهای مالی دولت و مردم آسیب جدی وارد میشود و عامل تعیین کنندهای هم برای تنظیم رابطه جدید وجود ندارد، ممکن است فشار مضاعفی به دولت وارد شود. به عبارت دیگر، باید به این نکته با صراحت بیشتری اشاره کرد که در شرایط نامناسب سیاسی و شرایط متزلزل اجتماعی، دست به اقدام رادیکال اقتصادی زدن، میتواند خطرناک باشد.»(2)
زیر سوال بردن یک طرح که مدت زمان طولانی از تصمیم سران نظام برای اجرای آن میگذرد نیز از دیگر تئوریهایی است که در سایت مذکور مورد استفاده قرار گرفته است:«به نظر میرسد که اجماع مسئولان و مدیران و تصمیمگیران برای این کار کافی نیست و لازم است که مردم نیز آمادگی پذیرش اینگونه اصلاحات را داشته باشند. به نظر میرسد در گذشته، اجماع میان مسئولان وجود نداشته و درعوض پایگاه اجتماعی دولتها قویتر بوده است و در حال حاضر پشتوانه اجتماعی دولت همچون گذشته نیست[!] و به نظر میرسد قطع یارانهها ممکن است عواقب اجتماعی قابل توجهی داشته باشد.»(3)
اما علیرغم اینکه مردم کشورمان با پذیرش خوب و امیدوار کنندهای با این قانون برخورد کردند، اهداف و اغراض سیاسی اپوزسیون داخلی، بیشتر از آنکه بر مدار انصاف بچرخد، از مدار غرضهای ناشی از شکست و حب و بغضهای سیاسی و جناحی آب میخورد، چنانکه یک هفته بعد از هدفمندی یارانهها همین سایت در دیدگاه غرضآلوده دیگری نوشت:« هدفمندی یارانهها در کشور طبق آنچه پیش بینیمیشد خلقالساعه و غافلگیرانه شروع شد. ... رفتار مردم در این روزها بیشتر به آدمهای شوکزده و در بهت فرو رفته میماند... »(4)
و در حالی که طبق آمارهای رسمی، تنها نیم درصد از مردم در روز اول برای برداشتن یارانه نقدی خود به بانکها مراجعه کرده بودند، اپوزیسیون داخلی،روزهای اول اجازه برداشت یارانههای نقدی را با ماجرای ساختگی خرابی دستگاههای خودپرداز یکی کردند و پس از آنکه این ترفند نیز موثر واقع نشد، به حربه دیگری رو آورده و هدفمندی یارانهها را بازی روانی رئیس جمهور خواندند که در آن از شگرد تعلیق و فشار روانی حاصل از انتظار برای اجرای هدفمندی یارانهها سود برده است!
«گرانیهای بیقاعده» که قاعدتاً با هدفمند شدن یارانهها و آزاد شدن نرخ برخی دیگر از قیمتها همراه است، بازی روانی دیگر اپوزیسیون شکست خورده داخلی برای مقابله با اجرای موفق این قانون در کشور است.
همه این تحلیلهای مغرضانه در شرایطی عنوان میشود که دو روز قبل خبرگزاری فارس اینگونه نوشت:«سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا با ارائه تازه ترین برآورد خود از ارزش تولید ناخالص داخلی 228 اقتصاد دنیا بر اساس شاخص قدرت برابری خرید (PPP) اعلام کرد، ایران با تولید ناخالص داخلی 863 میلیارد دلاری خود بر اساس قدرت برابری خرید به عنوان هجدهمین اقتصاد بزرگ دنیا در سال 2010 شناخته شده است.»(5)
آنچه که میتوان در مدت بیش از چهار هفته از زمان اجرای این طرح، در مورد تحلیلهای این سایت ها به آن اشاره نمود، تحلیلهای کلی و به زیر سئوال بردن اصل هدفمندی یارانهها در هفته اول و پس از شکست این تحلیل، خرده ایرادهایی به قیمت برخی اقلام در هفته دوم و القاء یاس و ناامیدی در تحلیلها نسبت به قانون هدفمندی یارانهها در هفته سوم اشاره نمود. البته اپوزیسیون داخلی در حواشی این طرح بسیار تحلیل کرده است که در قسمتهای آینده به آن خواهیم پرداخت.
پی نوشت:
1- 2 – 3 – 4 – سایت اپوزسیون داخلی(جرس)
5 – خبرگزاری فارس.