Skip to main content

EN | AR | AL

خاطره رهبر انقلاب از نبوغ نظامی شهید صیاد شیرازی

خاطره رهبر انقلاب از نبوغ نظامی شهید صیاد شیرازی

خاطرات شهدای ترور (قسمت هشتادویکم)

نبوغ نظامی

شاید امروز بعضی خیال کنند که عملیاتی مثل عملیات بیت‌المقدّس، فقط یک هجوم انبوه انسانی بود! این‌ها سخت در اشتباه هستند.. هیچ امواج انسانی، بدون فرماندهىِ قادرِ قاطعِ هوشیار، نمی‌تواند هیچ عملی را انجام دهد. در جنگ نظامی، سازماندهی، عملیات، فرماندهی، تاکتیک، دقّت‌نظر، موقع‌شناسی و ده‌ها عامل در کنار هم، دانش نظامی را به وجود می‌آورد و استعداد و نبوغ نظامی را نشان می‌دهد. این اتّفاق، در عملیات فتح خرّمشهر، یعنی همان عملیات بیت‌المقدّس روی داد که همین شهید عزیزِ اخیرِ ما، شهید صیّاد شیرازی یکی از کارگردانان اصلی این عملیات بود و خودِ او مثل ظهر چنین روزی، از آن‌ جا با تلفن با بنده تماس گرفت و مژده پیروزی را داد و گفت سربازان عراقی صف طولانی کشیده‌اند تا بیایند اسیر شوند! ببینید این عملیات چقدر هوشمندانه و قوی و همه‌جانبه بود که نیروهای دشمن احساس اضطرار می‌کردند که برای حفظ جان خودشان بیایند خود را تسلیم اسارت کنند! در آن روز هزاران نفر از نیروهای دشمن متجاوز که آن همه با غرور و تکبّر، فریاد سر داده بودند، دودستی خودشان را تسلیم رزمندگان اسلام کردند!

به نقل از رهبر انقلاب(آیت‌الله خامنه‌ای(حفظ‌الله)

نمازجماعت در قرارگاه

یک روز در یکی از قرارگاه‌ها شهید صیاد شیرازی از من پرسید که میزان شرکت رزمنده‌ها در نماز جماعت به چه صورت است؟ من به او گفتم اکثر رزمنده‌ها در نماز جماعت ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرکت می‌کنند؛ ولی تعداد شرکت کنندگان در نماز جماعت صبح کم است.

در این زمان شهید صیاد به من گفت: «به همه اعلام کن که فردا قبل از اذان صبح در حسینیه حاضر باشند.» من هم این کار را کردم.

صبح همه در حسینیه حاضر شدند و شهید صیاد بلند شد و گفت: «برادران، شما به دستور من که یک سرباز کوچک جبهه اسلام هستم، قبل از اذان صبح در حسینیه حاضر شدید؛ ولی به امر خدا که هر روز صبح با صدای اذان شما را به نماز جماعت می‌خواند، توجه نمی‌کنید!

به نقل از امیرمسلم بهادری معاون نظامی سابق حجت‌الاسلام صفایی

هدیه‌ای از جبهه

در زدند. پیک بود. نامه‌ای آورده بود.

قلبم ریخت. فکر کردم شهید شده است و وصیت‌نامه‌اش را آورده‌اند.

نامه را گرفتم و باز کردم.

یک انگشتر عقیق از جبهه برایم فرستاده بود.

نوشته بود:

« این انگشتر را به پاس صبرها و تحمل‌هاى تو فرستادم، به پاس زحمت‌هایى که کشیدهاى. این را به تو هدیه کردم.»

آرام شدم.

نقل‌شده از شهید صیاد شیرازی