Skip to main content

EN | AR | AL

راهبرد واشنگتن برای مزمن‌سازی ناامنی در ایران

راهبرد واشنگتن برای مزمن‌سازی ناامنی در ایران

تروریسم پس از جنگ؛

 

تجاوز نظامی اخیر آمریکا نشان داد که هندسه تقابل با ایران وارد مرحله‌ای نوین از «تروریسم » شده است. در این چارچوب، دشمن می‌کوشند با فعال‌سازی کریدورهای قاچاق سلاح از مرزها به شهرهای مرکزی، بهره‌برداری از گسل‌های قومی، و به‌کارگیری تیم‌های انتحاریِ هدایت‌پذیر، بستری پایدار برای تروریسم در درون کشور فراهم سازند.بر این اساس، انجمن علمی مطالعات تروریسم دانشگاه یزد در نشستی تخصصی با حضور علیرضا مجیدی، کارشناس مسائل جهان عرب، الگوهای عملیاتی نوین در حوزه تروریسم مرزی و منطقه‌ای، ابعاد تهدیدات امنیتی در پساجنگ، و ضرورت ترمیم شکاف‌های داخلی را برای سد کردن مسیر سربازگیری تروریست‌ها مورد بررسی قرار داد.

 

در ابتدا، علیرضا مجیدی، کارشناس مسائل جهان عرب، در تحلیل تجاوز نظامی اخیر اظهار داشت که اهداف ایالات متحده به عنوان طرف متجاوز بر اساس یک سلسله‌مراتب چهارگانه تفکیک می‌شود. وی تصریح کرد که نخستین و عالی‌ترین هدف که به عنوان «هدف صددرصدی» تعریف شده، «تغییر رژیم» و براندازی کامل حاکمیت بوده است. مجیدی در ادامه افزود که دومین هدف دشمن در صورت عدم تحقق براندازی، بر ایجاد «استحاله» متمرکز بوده است؛ به‌گونه‌ای که با حذف رهبر شهید و با تکیه بر تلقی ایدئولوژیک بودن نظام، تصور می‌کردند زمینه استحاله ساختاری پدید می‌آید تا در نهایت یک «جمهوری اسلامی پیر و مستحاله‌شده» شکل بگیرد.وی در ادامه با تشریح دو سطح دیگر از این سلسله‌مراتب اهداف عنوان کرد که سومین و سناریوی نازل‌تر، تضعیف توانایی‌های کشور بود تا حاکمان حتی در صورت داشتن اراده سیاسی، فاقد توان تقابل با نظم آمریکایی باشند. این کارشناس مسائل منطقه خاطرنشان کرد که چهارمین و نازل‌ترین هدف، «تشدید استهلاک» زیرساخت‌های کشور بود که ابتدا از سال ۱۳۸۹ با تحریم‌ها و سپس در این درگیری نظامی با بمباران صنایع بزرگ و کارگاه‌های کوچک (نظیر فولاد مبارکه و مناطق صنعتی اصفهان و کرمان) دنبال شد تا با فلج‌سازی زیربناها، جامعه به سرنوشت فروپاشی تدریجی کشورهایی نظیر سوریه، لیبی و سودان دچار گردد.

 

در ادامه،مجیدی به تشریح ابعاد سناریوی تضعیف حداکثری پرداخت و بیان کردکه واشنگتن به موازات فشار اقتصادی،به دلیل ناتوانی درراه‌اندازی شورش‌های سراسری میلیونی،راهبرد برهم زدن نظم عمومی از طریق سازماندهی هسته‌های کوچک چندهزارنفره وترویج تروریسم را برگزیده است.وی تصریح کردکه تحلیل منابع صهیونیستی نشان می‌دهدآنان ایران رایک «جامعه موزاییکی» می‌دانند و به دنبال بهره‌برداری ازشکاف‌های قومی و پیامدهای حوادث دی‌ماه برای تحریک جوانان آسیب‌دیده به سمت اقدامات مسلحانه‌اند.این تحلیلگر ارشد تأکیدکرد که راهبرد اسرائیل و آمریکا در این بخش بر ایجاد «کریدورهای قاچاق سلاح» از مرزهای غربی و جنوب‌شرقی به شهرهای مرکزی متمرکز است تاازاین طریق،فرآیند ناامنی رادرکشور مزمن سازند.وی دربخش دیگری ازسخنان خودبااشاره به حوزه تروریسم و تهدیدات مرزی اظهار داشت که الگوهای عملیاتی جدیدی در این عرصه ظاهر شده است؛ازجمله شکل‌گیری تیم‌های انتحاری مجهز به جلیقه‌های انفجاری باقابلیت کنترل متمرکز توسط سرتیم که نشان‌دهنده آموزش‌های مستقیم موساداست.مجیدی افزودکه درمرزهای غرب وشمال‌غرب نیز تحرکات تروریستی بابه‌کارگیری عوامل غیرایرانی گسترش یافته است.وی تأکید کردکه شاخص تهدید اصلی،تعداد تلفات نقطه‌ای نیست،بلکه فعال‌سازی مسیرهای قاچاق اسلحه و پیوند آن باشبکه‌های جرائم سازمان‌یافته(مانند ترانزیت موادمخدر)است که زمینه تغذیه تروریسم داخلی رامهیا می‌سازد.این کارشناس همچنین یادآورشدکه هرچند برخی دولت‌های رقیب منطقه‌ای درگذشته بر گسل‌های قومی و مذهبی سرمایه‌گذاری کرده‌اند،اما اکنون به دلیل هراس از توان تلافی‌جویانه ایران محتاط‌تر شده‌اند؛ با این حال،پتانسیل فعال‌سازی این شکاف‌ها برای ترویج تروریسم همچنان به قوت خود باقی است.

 

این کارشناس مسائل جهان عرب در ادامه،خطر احیای داعش درعرصه منطقه‌ای راکانون بحران برشمرد وتشریح کردکه پس ازتصرف رقه و منطقه باغوز، شماربالایی اززندانیان داعشی دراختیار «قسد» قرارگرفتند،اماباتغییر حاکمیت در سوریه و استقرار حکومت جولانی،این عناصر به ابزاری ژئوپلیتیکی بدل شده‌اند؛ ازجمله استقرار اردوگاه‌های بزرگ تروریست‌ها درنوار مرزی عراق جهت بازدارندگی دربرابر ورود نیروهای مقاومت عراق.وی افزودکه تحولات اخیردرشرق سوریه موجب فرارو پراکندگی هزاران نفر از عناصر داعشی شده واین تروریست‌های پراکنده باداشتن دستورکارهای معین،در حال سازماندهی مجدد هسته‌های تروریستی دربیابان‌های عراق وسوریه‌اند. مجیدی هشداردادکه باتوجه به سابقه تاریخی فعالیت داعش دردیاله،خطر نزدیک شدن آنان به مرزهای غربی ایران همچنان یک تهدید بالقوه جدی ارزیابی می‌شود.درپایان،مجیدی خاطرنشان کرد که پادزهر اساسی در برابر انتقال تروریسم به داخل، خنثی‌سازی راهبرد دوقطبی‌سازی دشمن از طریق «ترمیم شکاف‌های داخلی» است. وی تأکید کردکه ارتقای گفتمانی نباید به بازتولید گسل‌های اجتماعی و فرهنگی بینجامد،بلکه سیاست حاکمیت دراین شرایط باید بر گشایش فضا برای همگرایی ملی متمرکز باشد تا مانع از سربازگیری جریان‌های تروریستی از بدنه نارضایتی‌ها گردد.نتیجه گیری ؛ در مجموع،برآیند مباحث مطرح‌شده حاکی از آن است که ماهیت تهدیدات پساجنگ به سمت تروریسم شبکه‌ای، هدایت تیم‌های انتحاری توسط سرویس‌های خارجی متمرکز است.مهار پایدار این زنجیره ناامنی علاوه برتدابیر بازدارنده،نیازمند اتخاذ رویکردی ساختاری برای کاهش شکاف‌های اجتماعی است؛ امری که با تقویت انسجام داخلی، مجاری پیوند میان هسته‌های تروریستی و زمینه‌های نارضایتی عمومی را مسدود می‌سازد.