مصاحبه با دکتر جلیل رحیمی ( دکتری روابط بین الملل )
هابیلیان : بعد از تحولات اخیر عراق که رژیم بعث سقوط کرد ، جایگاه سازمان به عنوان یک اپوزیسیون چگونه تعریف می شود ؟
ج. در این خصوص باید برگردیم به تحولات گذشته سازمان مجاهدین خلق ، که به چه نحوی وارد عراق شدند و چه اتفاقاتی افتاد که در عراق پذیرفته شد. بعد از ترورهای گسترده دهه 60 علیه کشور ایران و با مشکلاتی که سازمان در اروپا به عنوان یک سازمان تروریستی پیدا کردند چاره ای نداشتند جز اینکه قوای خود را در کشوری که با ایران در حال جنگ است متمرکز کنند.
اما حضور در عراق برای آنها دارای چند ویژگی بود که آنها را بررسی می کنیم:
1- استفاده از امکانات مختلف صدام که در حال جنگ با ایران بود.
2- به دلیل اینکه عراق هم مرز با ایران بود می توانست از خطوط مرزی جذب نیرو کرده، آنها را آموزش دهد و عضو گیری کند.
البته سازمان در این دوره زمانی در کارنامه خود یک اشتباه بزرگ درعملیات فروغ جاودان (مرصاد) انجام داد. صدام حسین از سازمان استفاده کرد و بعد از آتش بس وارد خاک ایران شد.
در این دوره غربی ها که هم پیمان با عراق هستند و معتقد به تضعیف و محدود شدن ایران در منطقه می باشند؛ سازمان را وسیله ای قرار می دهند برای رسیدن به اهداف خود. در این معامله هم یکسری امتیازات مانند اسکان در عراق را به آنها می دهند. اما بعد از پایان جنگ ایران و عراق و زمانی که صدام خود را رودرروی غرب قرار می دهد، مثلاً در جریان اشغال کویت، سازمان در یک تنگنای خاصی قرار می گیرد. نقطه عطف دیگری که در کارنامه مجاهدین قابل مشاهده است فعالیت های اتمی ایران است که اولین بار سازمان آن را مطرح کرد،که سازمان به خاطر افشای این موضوع در میان کشورهای غربی احساس افتخار هم می کند. در این دوره سازمان با افشای فعالیتهای غنی سازی ایران یک بار دیگر توانست خود را مطرح کند، گرچه در بین مردم جایگاهی نداشت ولی حداقل به عنوان یک شبکه جاسوسی می توانست حضور داشته باشد.
که البته غرب بر سر یک دوراهی در قبال سازمان قرار می گیرد، زمانی که بوش روی کار آمد بخشی تحلیل ها بر این بود که دیگر از سازمان نمی تواند علیه ایران استفاده کنند، غرب یا باید رودرروی یک سازمان تروریستی قرار می گرفت که کارنامه آن سیاه بود و یا استاندارد دوگانه ای را برای خود طرح می کرد ، یعنی : تروریست بد است الاّ سازمان مجاهدین خلق
اروپا و امریکا در این دوره گزینه اول را انتخاب کردند و سازمان را در black list خود قرار دادند.
اما با اتفاقاتی که در عراق رخ داد امریکا گزینه دوم را انتخاب کرد؛ یعنی استفاده از یک استاندارد دوگانه (در جهان تروریست بد است الاّ سازمانی که به امریکا نفع برساند و مجاهدین این نقش را بازی می کردند.) بنابراین در این دوره شاهد آن هستیم که به حفاظت از سازمان در عراق مبادرت می کنند تا شاید بتوانند از سازمان به عنوان یک بازو برای سازمان سیا استفاده کنند .
هابیلیان : با توجه به ابزاری بودن سازمان برای غربی ها، آیا امکان این مسئله وجود دارد که در آینده بر سر سازمان با ایران معامله کنند؟
ج. در این خصوص دیدگاهی وجود دارد که معتقد است اگر وارد معامله بزرگی با ایرانی ها شدیم ایران باید از یکسری خواسته های خود در منطقه دست بردارد تا در قبال این مسئله امریکا هم دست از حمایت اپوزیسیون و ... بر دارد.
بنابراین اگر بر فرض محال این معامله بزرگ رخ بدهد، شاید سازمان قربانی این معامله بشود.چرا که امریکا و غرب همیشه معتقد هستند ما دوست و دشمن دائمی نداریم ، ما منافع دائمی داریم که این منافع در فلسفه سیاسی غرب منافع ابدی است. ترس سازمان هم از این مسئله است، به همین دلیل یکی از لابی هایی که همیشه درصدد این است تا بین ایران و امریکا و غرب مذاکره ایی صورت نگیرد سازمان مجاهدین است چرا که این مسئله را احساس کرده که ادامه حیاتش بسته به تنش های موجود بین ایران و غرب دارد .
هابیلیان : با این وصف، علت تثبیت سازمان در لیستهای تروریستی چیست؟
ج. مشکل غربی ها افکار عمومی آنهاست. بخشی از اقدامات غربی ها در جهان بر این امر استوار است که جوابی برای افکار عمومی داشته باشند. افکار عمومی این مقطع باعث شده که بین سیاستهای اجرایی و اعلانی تفاوت وجود داشته باشد چرا که افکار عمومی آنجا راضی نمی شود که کشورشان از یک سازمان تروریستی به صورت رسمی دفاع و حمایت کند. در صورتی که منافع سازمان می تواند منافع خاصی را برای غربی ها ایجاد کند.
هابیلیان: از نظر جایگاه ،اصولاً می توان سازمان مجاهدین را یک اپوزیسیون تلقی کرد؟
ج. در رابطه با ایران 2 اپوزیسیون وجود دارد
1- گروهی که معتقد است برای مخالفت باید رو به فاز نظامی و مسلحانه روی آورد.
2- گروهی که اعتقاد به مبارزه سیاسی دارد (در خارج از چارچوب قانون اساسی ایران).
در بحث سرنگونی جمهوری اسلامی ایران هر دو مشترک و معتقد به این امر هستند که جمهوری اسلامی ایران قابل اصلاح نیست.
نکته حائز اهمیت این است که سازمان مجاهدین در هیچ تعریفی از اپوزیسیون قرار نمی گیرد. چرا که هیچ اپوزیسیونی در خاک دشمن پایگاه نمی زند به این دلیل که این کار به نابودی مردم کشورش می انجامد.
مشکل سازمان مجاهدین خلق تنها با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران نیست. سازمان با مردم ایران هم مشکل دارد، چرا که مردم سازمان را قبول ندارند و تا امروز هیچ وقت حتی در زمان آزادی اش در بین ملت ایران محبوبیت نداشته است. بنابراین سازمان مقابل دولت و ملت قرار گرفت و این تعریف اپوزیسیون نیست.
سازمان برای ایران یک دشمن تمام عیار است و مجاهدین از مردم ایران به اسیری گرفته اند، آنها را به شهادت رسانده اند.
سازمان مجاهدین خلق یک تشکل کاملاً نظامی است که رودرروی ملت و دولت ایران می جنگد.نتیجه آن این است که الان در بین کشورهای اروپایی دربدر به دنبال پایگاهی برای ادامه حیات می گردد اما اگر در بین مردم جایگاهی داشت احتیاجی نبود تا در خارج از کشور به دنبال پایگاه باشد .
هابیلیان: روند پناهندگی دسته جمعی سازمان در یک کشور ثالث چگونه است؟
ج. سازمان مجاهدین دچار یک توهم بسیار عجیب شده است. سازمان خودش را با مقاومت در فرانسه (دولت در تبعید اروپا) اشتباه گرفته است. در صورتی که داستان آنها چیز دیگری بود، آنها در خارج از مرز خود مقاومت را تشکیل دادند چرا که خاک کشورشان اشغال شده بود؛ در صورتی که کسی ایران را اشغال نکرده است، ملت انقلاب کرده و نظام خاصی را برپا کرده اند.
بنابراین می توان گفت ماجرا چیز دیگری است؛ آنها یک سازمان آواره هستند و دارای وجهه خوبی هم نیستند چرا که اگر دارای وجهه بود خیلی از کشورها که رقیب ایران بودند باید از سازمان استقبال می کردند، در صورتی که اینگونه نیست و هیچ کشوری حاضر نیست ننگ حمایت از یک سازمان تروریستی را قبول کند.
چالش سازمان با دولت و ملت ایران است. در اینجا می توانیم اشاره ایی بکنیم به ترورهای گسترده سازمان که از طفل شیر خواره تا پیر مرد هفتاد ساله که سازمان آنهارا در ایران ترور و به شهادت رساندند.
به لحاظ حقوقی هیچ دولتی نمی تواند گروه مخالفی را به صورت کلی در خاک خود بپذیرد و از آن حمایت کند. چرا که اصل پناهندگی به صورت فردی است.
هابیلیان : در حال حاضر محاکمه ی بین المللی برای سازمان مجاهدین چه معنایی دارد ؟
ج. به لحاظ حقوقی 3 گزینه را می توان برای آینده سازمان در نظر گرفت:
1- به خاطر اینکه همه عملیات های سازمان مجاهدین خلق، سیاسی نبوده است می توان در داخل کشور به عنوان جنایتکار جنگی آنها را محاکمه کرد و از اینترپل درخواست استرداد آن ها را به کشور داشته باشیم. با تاکید بر این امر که پناهندگی به هیچ جنایتکاری داده نمی شود.
2- به لحاظ دیپلماتیک از دولت فعلی عراق بخواهیم که آنها را به دلیل جنایاتی که بر علیه مردم ایران و عراق انجام داده اند، تحت پیگرد قرار دهند.
3- زمینه لازم را برای شکایت خانواده های قربانیان ترور در مجامعه بین المللی فراهم آورده تا در مجامع بین المللی تشکیل پرونده بدهند.
هابیلیان:سازمان مدعی آن است که به دلیل حضور20 ساله خود در عراق، پناهنده محسوب شده و طبق کنوانسیون چهارم ژنو می تواند حیات داشته باشد. آیا چنین امری صحیح است؟
ج.خیر.می توان دلیل حیات سازمان را در حال حاضر داشتن روابط با کشورهای غربی دانست. چرا که سازمان مجاهدین به استناد بسیاری از قوانین بین المللی نباید در حال حاضر به حیات خود ادامه می داد. قوانین بین المللی و عدالت تابعی از قدرت هستند.اگر زمانی آمریکا دست از حمایت سازمان بردارد هیچ کشور اروپایی از آنها حمایت نمی کند.بنابراین شاید بتوان گفت:که سازمان ماههای آخر زندگی خود را به سر می برد.
هابیلیان: افراد زیادی از اعضای این گروه ناراضی هستند و به دلائلی جذب آنان شده اند؛با افرادی که غیر ارادی وارد سازمان شده اند چگونه برخوردی باید داشت؟
اعضای سازمان از طیف های مختلفی هستند. کسانی که سوابق خاصی ندارند و ایران می تواند در خصوص اینگونه افراد از حق خود بگذرد دوم کسانی که شاکی خصوصی داشته باشند که این بخشش شامل حال آنها نمی شود و دسته سوم که به هیچ وجه نمی توان از سابقه آنها گذشت و البته تعداد آنها بسیار کم است.
در نهایت می توان گفت باید با تساهل و تسامح با آنها برخورد کرد تا به کشور بازگردند. چرا که با این عمل می توان فرصت جنایت جدیدی را از آنها گرفت.