با توجه به این قرائن و شواهد یکی از منابع ارزنده ساواک به منظور تعیین ماهیت این ائتلاف و شناسایی عوامل ، دو گروه انتخاب و توجیه ، با اجرای یک سلسله اقدامات عملیاتی و مراقبتی در مسیر فردی به نام مصطفی شعاعیان متولد 1314 (1315) فارغ التحصیل رشته جوشکاری هنرسرای عالی و کارمند سابق هنرستان حرفه ای شماره چهار نازی آباد قرار گرفت .
در تماس های مداومی که منبع با مصطفی شعاعیان گرفته ، نامبرده مطالبی عنوان نموده که مبین یک سلسله فعالیت های پنهانی حاد از جانب وی بوده و به احتمال زیاد عامل ارتباط و ائتلاف عناصر رهبری دو سازمان فوق الذکر نیز خود می می باشد . " (1)
در تماس های بعدی مرکزیت دو سازمان پس از شعاعیان ، معمولاً حمید اشرف از طرف چریک های فدایی خلق و بهرام آرام از مجاهدین خلق حضور داشته اند . در گزارشی که ساواک درباره کشف یکی از نوارهای مذاکره بین مرکزیت سازمان و چریک های فدایی تهیه کرده ، آمده است :
" در یکی از خانه های امن مکشوفه تیم سیاسی _ نظامی گروه به اصطلاح مجاهدین خلق که به طرزی بسیار ابتکاری و با مراعات اصول مخفی کاری جاسازی شده بود ، چهار حلقه نوار مغناطیسی که بر روی آن مطالبی ضبط شده بود ، به دست آمد .
نوارهای مزبور مورد بهره برداری و بررسی قرار گرفت و معلوم شد که مطالب ضبط شده روی آن مربوط به گفتگوی چند نفر از اعضای کادر رهبری گروه به اصطلاح مجاهدین خلق (بهرام آرام و یک نفر با نام مستعار مسعود و گروه چریک های به اصطلاح فدایی خلق (حمید اشرف و یک نفر ترک زبان ناشناخته) است که در جلسات منعقده به منظور نزدیک نمودن نقطه نظرهای سیاسی دو گروه ، با هدفی غائی وصول به وحدت نظر کامل در زمینه فعالیت های تروریستی و خرابکارانه و براندازی به عمل آمده است ، می باشد .
کیفیت ضبط مکالمات روی نوارهای مزبور نشان می دهد که مکالمات از طریق میکروفن گذاری پنهان ضبط شده و به همین جهت اصوات ضبط شده همراه با پارازیت و صداهای مزاحم مختلف دیگر است که پیاده کردن آن بسیار دشوار می باشد .
به همین جهت و با توجه به این که تقدم و تأخر نوارها از نظر مکالمات و مطالب مورد بحث مشخص نبود ، با کمک وحید افراخته که خود در یکی از جلسات مزبور شرکت داشته و مورد مشورت بهرام آرام هم قرار گرفته است و لذا از چگونگی علت انعقاد جلسات مزبور آگاهی دارد ، نسبت به پیاده کردن یک لبه از یک نوار اقدام گردید که چون درج جزئیات مکالمات به علل فنی میسر نبود ، چکیده آن ذیلا به استحضار می رسد :
1. چکیده نظرات فداییان :
حمید اشرف و شخص ناشناس دیگر در زمینه نقطه نظرهای گروه به اصطلاح فداییان خلق چنین اظهار نظر می کنند :
ما می خواهیم در استراتژی اجتماعی ، در عمل سیاسی با توده ها ، با یکدیگر وحدت نظر داشته باشیم ... در این صورت همکاری ما کامل و نزدیک به هم خواهد بود . ما دنبال اشتراک نقطه نظرها هستیم نه نزدیک بودن نظرها . برای روشن شدن قضیه به عنوان نمونه اقدام اخیر حزب توده را بررسی می کنیم ...
درست است که حزب توده دارای ایستگاه فرستنده رادیویی خوب ، امکانات چاپ و پخش اسناد در خارج از کشور است ، ولی در عوض هیچ پایگاه اجتماعی در ایران ندارد . حزب توده در پیام خود انقلابی بودن گروه های ما را که در حال حاضر در داخل ایران مشغول مبارزه مسلحانه هستیم تأیید می کند ، ولی مخالف با خط مشی مبارزه مسلحانه می باشد . این عمل حزب توده دو دوزه بازی کردن است و ما آن را یک توهین به خود تلقی می کنیم
... با قاطعیت و بدون تردید برای پیش بردن جنبش خلق به مبارزه مسلحانه ادامه خواهیم داد. چرا ما اسلحه می بندیم ؟ چرا تدارکات تهیه می کنیم ؟ تمام اینها به خاطر اهداف سیاسی است ، پس بایستی از ابتدای کار در نقطه نظرهای سیاسی به وحدت برسیم .
بنابراین ما ضمن رد پیام حزب توده ، سیاست کشور شوروی را در طرفداری از انقلابیون منطقه تأیید و روش چین در اقیانوس هند و خلیج فارس را اشتباه آمیز تلقی می کنیم و با توجه به شرایط اجتماعی و وجهه بین المللی شوروی روش این کشور را به منظور استفاده از امکانات آتی آن پذیرا هستیم .
2. چکیده نظرات مجاهدین :
بهرام آرام و مسعود (نام مستعار) قصد خود را از برگزاری چنین جلساتی ، شروع گام های عملی برای نزدیک کردن نظرات خود با فداییان ذکر نموده و معتقدند که بایستی با کنار گذاردن انتقاد از یکدیگر ، یک سلسله همکاری عملی را به ویژه در زمینه تکنیکی در درجه اول شروع کرد و برای این کار وجوه اشتراک نقطه نظرهای اصولی سیاسی ، اعتقاد به مبارزه مسلحانه بر ضد امپریالیسم و استعمار بین دو گروه می تواند بهانه موجهی باشد .
اهم نظرات دو نفر مذکور به شرح زیر می باشد : ... هنوز سازمان های ما کوچک و در ابعاد نمونه ای عمل می کنند یا به اصطلاح دارای سازمانی مینیاتوری هستیم که می خواهند به سازمان های بزرگ تر تبدیل شوند .
... ما نمی خواهیم ایدئولوژی مارکسیستی خود را اعلام کنیم ، زیرا ممکن است بگویند که ما تحت فشار حزب توده مارکسیست شده ایم . اگر قرار باشد که با روس ها تماس بگیریم ، چرا از طریق حزب توده این کار را بکنیم .
ما حزب توده را یک نیروی داخلی ورشکسته می دانیم ، بنابراین در صورت لزوم خودمان ترتیب تماس با شوروی را خواهیم داد ، بنابراین شما که بارها مبارزات و فداکاری ها و به شهادت رسیدن رفقای مجاهد را نادیده نگرفته اید و عدم تأیید ما را نسبت به حزب توده هم می دانید ، باید موضع گیری سیاسی ما را مشخص و صریح تلقی کرده و موجبات وحدت را فراهم کنیم . " (2)
مدارک دیگری نیز در این باره وجود دارد که نوع ارتباط این دو سازمان و میزان علاقه هر کدام از دو طرف را به مقوله ایجاد وحدت نشان می دهد ، از آن جمله یکی از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین نوشته است : " سازمان در اواخر سال 1354 و نیمه اول 55 با سازمان چریک های فدایی خلق ارتباط منظمی داشت و هر چند وقت یک بار مذاکرات و مباحثی در سطح رهبری بین دو سازمان صورت می گرفت .
سازمان پس از مارکسیست شدن عمده وقت و برخورد و مبارزه ایدئولوژیک خود در ارتباط با گروه ها را به سازمان چریک های فدایی خلق اختصاص داده بود و آن طور که ادعا می شد این یک مبارزه وحدت بود ، یعنی مبارزه با موانع وحدت برای وحدت مارکسیست ها .
سازمان برخورد با چریک ها را از سه طریق پیش می برد : اول : مذاکرات و بحث حول وحدت و روابط دو سازمان و سپس پخش نوارهای مذاکرات در سطح سازمان و اصرار به پخش این نوارها در دورن چریک های فدایی .
دوم : نامه های انتقادی که اختصاص به انتقادات مختلفی که در روابط فی ما بین به چریک های فدایی وارد بود و نیز انتقاد از بعضی رفتار و کردار آنها در سطح جامعه . سوم : نقد برخی مقالات چریک ها .
در اواخر سال 1354 و پس از آن در بهار 55 سازمان به طرق مختلف چریک ها را تحت فشار قرار داد که نوارهای مذاکرات و نیز نامه های متبادله را بین اعضای خود ببرند و بدین منظور مجموعه نامه های متبادله را به صورت مجموعه یا درآورده و آن را در سطح دو گروه منتشر نموده ، حتی برخی همکاری های فنی و ... را نیز مشروط به این توافق نامه کرد .
و نیز در ادامه همین برخورد ، گرماگرم ضربات ساواک بر چریک ها و پراکندگی سازمان در نیمه دوم سال 55 ، اقدام به تهیه و تدوین کتابی قطور تحت عنوان " نشریه ویژه بحث درون دو سازمان " ... نمود تا بتواند به این مبارزه سرانجامی بخشد .
سازمان در زمستان 1355 علیرغم تمامی گرفتاریهایش تعداد محدودی از این کتاب را چاپ و در سطح دو گروه منتشر کرد و در سال56 این کتاب تحت عنوان " مسائل حاد جنبش ما " منتشر گردید .
به هر صورت با ضربات متعدد به چریک ها و سرایت این ضربات به سازمان و پراکنده شدن سازمان در پاییز 1355 ، ادامه برخورد با چریک ها آن طور که مورد نظر رهبری سازمان بود ، ممکن نشد و معوق ماند ." (3)
آخرین نشست مهم مرکزیت دو گروه در مورد مسئله وحدت ، در فرودین یا اردیبهشت 1355 برگزار شد . از طرف سازمان تقی شهرام ، بهرام آرام و محمد جواد قائدی و از جانب چریک های فدایی ، حمید اشرف ، بهروز ارمغانی و محمد رضا یثربی در این نشست حضور داشتند .
ملاقات در یکی از خانه های مرکزی فدایی ها در حوالی خیابان حسینی (بین تهران نو و نظام آباد) انجام شد و بیش از هشت ساعت طول کشید . ارمغانی به شدت و به طور جد از پیشنهاد وحدت شهرام طرفداری می کرد ، از جمله علل طرفداری وی این بود که مدت ها از سوی چریک ها عامل ارتباطی بود و با قائدی ارتباط داشت .
در همین جلسه شهرام اعلام کرد که قائدی به مرکزیت مجاهدین خلق وارد شده که این نیز نوعی مانور به نفع فدایی ها تلقی شد . حمید اشرف خود مخالف این طرح نبود ، اما حضور محمد رضا یثربی عضو دیگر مرکزیت فدایی ها ، و مخالفتش با این طرح و نیز حدس زدن هدف شهرام از نزدیکی دو سازمان به هم (که سیطره بر چریک ها بود) او را نیز به موضع مخالفت کشانید .
اهم دلایل ذکر شده چریک ها وجود اختلاف در تحلیل های طبقاتی دو گروه ، سوء عملکرد مرکزیت سازمان در مورد مذهبی ها (ترور شریف واقفی و صمدیه لباف) و سلطه طلبی آنها بود . (4)
پس از این مذاکرات روابط دو سازمان بار دیگر به تیرگی گرایید ، به گونه ای که در نشریات خود آشکارا به یکدیگر اتهام می زدند . برای مثال فداییان ، مجاهدین را " مائوئیست دگماتیست " و مسلمانان فرصت طلب ضد مارکسیست و مدعیان دروغ پرداز طرفدار طبقه کارگران می نامیدند . (5) مجاهدین مارکسیست نیز فداییان را به گروه " لاس زن " با بورژوازی کوچک مانند جبهه ملی و دیگران و پیرو چه گوارا و منحرف از استراتژی مارکسیسم _ لنینیسم متهم ساختند . (6)
طی برگزاری جلسات یاد شده میان دو سازمان ، انتقادات ابراز شده از سوی چریک های فدایی بیشتر بود و عاقبت این مخالفت ها نیز برای فداییان وخیم بود و نتیجه این شد که سازمان مجاهدین تحت امر تقی شهرام به بهانه لو رفتن ماجرای بی سیم توسط فدایی ها ، اخبار شنودی خود را از تعقیب و مراقبت های ساواک در اختیار آنها نمی گذاشت ، بدین ترتیب تقریباً تمام تشکیلات فدایی ها تا تابستان 1355 متلاشی و حمید اشرف نیز کشته شد .
همکاری های محدود دو سازمان
هر چند مذاکرات دو گروه برای وحدت هیچگاه به نتیجه نرسید ، لکن دو سازمان در عمل با یکدیگر به طور محدودی همکاری می کردندکه بعضی از این همکاری ها حاصل هماهنگی های قبلی میان رهبران دو سازمان و بعضی دیگر عملاً در عرصه مبارزه به وجود آمد .
پی نوشت:
1. بولتن ویژه ساواک ، شماره 311/955 ، تاریخ 12/4/1351
2. همان ، شماره 128/515 ، ج 4 ، ص 509 – 507
3. احمد علی روحانی ، پرونده دادستانی انقلاب ، ص 13 و 14
4. یادداشت های حسین روحانی ، یادداشت های قاسم عابدینی
5. سازمان فدائیان ، نشریه ویژه ، بحث درون دو سازمان ، 1355
6. مسائل حاد جنبش ما ، سازمان مجاهدین خلق ایران ، همچنین ضمیمه بر مسئله حاد جنبش ما ، همان .